برچسب:
نویسنده: نیما محمدپور
یکی یقه ملانصرالدین را گرفت که بدهیت رو بده
ملا نصرالدین گفت میرم صحرا اگه بذر خار گیر بیارم بتونم بکارم، بارونم خوب بیاد، گذر گلهها از اونطرف بیفته، خار، گیر کنه به پشم، بازار پشم خوب شه پول خوبی دستم میرسه بدهی تورو میدم. طلبکار خندید ملا گفت فلان فلان شده پولت نقد شد خنده ات دراومد؟!
برچسب:
نویسنده: نیما محمدپور
برچسب:
نویسنده: نیما محمدپور